معنی فخر خلخالی
6 بازدید
[ فَ رِ خَ ] (اِخ) (مولانا...) از فرزندان مشایخ کبار خلخال. به شرف و نسب آراسته و به زیور طبع سلیم پیراسته. و طبع نظم نیکو دارد. این غزل از اوست: خواهم از عشق بتی شیفته و زار شوی تا ز حال من دیوانه خبردار شوی تا کی ای غنچهٔ بشکفته به رغم من زار همچو گل خنده زنان همنفس خار شوی؟ مولانا رسم عشق و عاشقی جوانان در روم بنیاد نهاد و در عشق جوانی باقی نام فانی گشت. (مجالس النفائس چ حکمت ص ۳۹۱).
کلمات همقافیه با «فخر خلخالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر