معنی فخر اصفهان
7 بازدید
[ فَ رِ اِ فَ ] (اِخ) شمس الدین محمدبن سعید. از نثرنویسان قرن هشتم هجری و معروف به شمس فخری است. وی در سال ۷۴۵ هـ . ق. / ۱۳۴۴ م. کتابی در لغت فارسی موسوم به معیار جمالی نوشت و آن را به نام پادشاه خوش قریحه و محبوب و ناکام فارس یعنی شیخ ابواسحاق اینجو مصدّر کرد. این کتاب شامل چهار قسمت است: قسمت اول در نه فصل در نظم و عروض، قسمت دوم در پنج فصل در قافیه و انوع مختلف شعر، قسمت سوم در صنایع و مجازات و استعارات، قسمت چهارم در لغت فارسی و لغات قدیم و نوادر. قسمت چهارم این کتاب که نزد علماء فقه اللغه شأن و منزلتی بیشتر دارد در غازان به سال ۱۸۸۵م. به دست کارل زالمان به طبع رسیده است. تاریخ تألیف کتاب در قطعه ای مرکب از یازده بیت در مدح شیخ ابواسحاق ذکر شده است. (از سعدی تا جامی تألیف برون ترجمهٔ حکمت ص ۳۸۲). لغاتی که در قسمت چهارم معیار جمالی آمده به ترتیب حرف آخر مرتب است و سایر حروف در ترتیب کتاب در نظر گرفته نشده است. در دنبال هرچند واژه ای که شرح داده شده برسبیل مثال قصیده ای از خود در مدح ممدوح آورده است که کلمات را در آن گنجانده و در بسیاری از موارد اشعار وی عاری از معانی پخته و استوار است و از این نظر اعتباری بدان نیست. مأخذ بخش لغات معیار جمالی به تحقیق فرهنگ اسدی طوسی است. تازه ترین چاپ این کتاب به کوشش صادق کیا استاد دانشگاه تهران انجام شده و قسمت طبع شده فقط شامل بخش چهارم است. رجوع به معیار جمالی و مقدمهٔ کیا شود.
کلمات همقافیه با «فخر اصفهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر