معنی فخرالاسلام
5 بازدید
[ فَ رُلْ اِ ] (اِخ) عبدالواحدبن اسماعیل بن احمدبن محمد رویانی، مکنی به ابوالمحاسن. رجوع به ابوالمحاسن و عبدالواحد شود.[ فَ رُلْ اِ ] (اِخ) المستظهری. رجوع به محمدبن احمدبن حسین شاشی (چاچی) شود.
کلمات همقافیه با «فخرالاسلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر