معنی فحص کردن
6 بازدید
[ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) کاویدن. جستجو کردن. رجوع به فحص شود.
کلمات همقافیه با «فحص کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر