معنی فثج
6 بازدید
[ فَ ] (ع مص) کم گردیدن. || فرونشاندن گرمی آب را از آب سرد. || گران کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فثج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثج» برای سرودن شعر