معنی فتیلهٔ عنبر
7 بازدید
[ فَ لَ / لِ یِ عَمْ بَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) فتیله ای که از عنبر سازند و بوی خوش میدهد. (آنندراج): گر عطر طرهٔ تو میسر شود مرا رگ در بدن فتیلهٔ عنبر شود مرا.محمد باقر.
کلمات همقافیه با «فتیلهٔ عنبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر