معنی فتوخ
3 بازدید
[ فُ ] (ع اِ) جِ فتخة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به فتخة شود. || بندهای پنجهٔ شیر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فتوخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وخ» برای سرودن شعر