معنی فتوحات
5 بازدید
[ فُ ] (ع اِ) شهرهایی که به جنگ گشوده شود. (از اقرب الموارد ). || جِ فتوح. رجوع به فتوح شود.
کلمات همقافیه با «فتوحات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر