معنی فتنی
6 بازدید
[ فِ تَ ] (اِ) نوعی فوطه. لُنگ از نوع بهتر. (یادداشت بخط مؤلف).[ فُ تْ تَ ] (اِخ) محمدبن طاهر الصدیقی الهندی، ملقب به جمال الدین. تولدش به سال ۹۱۰ هـ . ق. / ۱۵۰۴ م. بود. از علمای حدیث است، او را ملک المحدثین گفته اند. نسبت او به فتن از شهرهای گجرات هند است. او راست: مجمع بحارالانوار فی غرائب التنزیل و لطائف الاخبار، در چهار مجلد، تذکرة الموضوعات. وی بسال ۹۸۶ هـ . ق. / ۱۵۷۸ م. درگذشت. (از اعلام زرکلی ص ۹۰۸).
کلمات همقافیه با «فتنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر