معنی فتلة
7 بازدید
[ فَ لَ ] (ع اِ) غلاف دانهٔ سلم و طلح که نخستین برآید خاصه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || شکوفه. (منتهی الارب). آنچه بجای برگ بود، یا آنچه گسترده نبود از رستنی لکن پیچیده بود. (اقرب الموارد). رجوع به فتل شود. || سختی عصب ذراع. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فتلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر