معنی فتح کردن
7 بازدید
[ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) گشادن. گشودن : دلیر آمدی سعدیا در سخن چو تیغت به دست است، فتحی بکن.سعدی. رجوع به فتح شود.
کلمات همقافیه با «فتح کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر