معنی فتحی
9 بازدید
[ فَ حا ] (ع اِ) باد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به فتح.[ فَ ] (اِخ) از شعرای قرن نهم هجری. در مجالس النفائس آمده است: مولانا فتحی، از شعرای سلطان یعقوب است و این مطلع از اوست: مجنون چو شام عید نظر بر هلال کرد دیوانه گشت و ابروی لیلی خیال کرد. (از مجالس النفائس ص ۳۱۲).[ فَ ] (اِخ) اندجانی (ملا...). از شعرای قرن نهم هجری است. در مجالس النفائس آمده است: ملا فتحی، از ولایت اندجان است و در ملازمت بابرمیرزا میباشد و این بیت از اوست: منکر عشق اند بی دردان بحمداللَّه که من دردمندم، عاشقم، بیدرد باری نیستم. (از مجالس النفائس ترجمهٔ فخر هروی ص ۱۵۸).[ فَ ] (اِخ) پاشا زغلول (۱۲۷۹ هـ . ق. / ۱۸۶۳ م. -۱۳۳۲ هـ . ق. / ۱۹۱۴ م.)، موسوم به احمد و معروف به فتحی پاشا زغلول، فرزند شیخ ابراهیم زغلول است. وی در فن قضا از نوابغ مصر بشمار است. تولدش در قریهٔ ابیان بود. تحصیلات خود را در مصر آغاز کرد و سپس به فرانسه رفت و در سال ۱۳۰۴ هـ . ق. به قاهره بازگشت و مناصب قضایی به عهده گرفت. (از اعلام زرکلی ص ۵۹). او راست. ۱- الآثار العربیة الفتحیة. (مجموعهٔ مقالات). ۲- الآثار الفتحیة، بکوشش احمد حمدان. ۳- الاسلام، خواطر و سوانح. ۴- اصول الشرایع، ترجمه از اثر معروف بنتام. ۵- جوامع الکلم، ترجمه از گوستاو لوبون. ۶- رسالة فی تزویر الاوراق. ۷- روح الاجتماع، ترجمه از گوستاو لوبون. ۸- روح الشرایع، ترجمه از بنتام. ۹- سرّ تطور الامم، نوشتهٔ گوستاو لوبون، ترجمه به عربی. ۱۰- سرّ تقدم الانکلیزا السکسونیین، ترجمه از ادموند دیمولان. ۱۱- شرح القانون المدنی. ۱۲- لجنة اصلاح الجامع الازهر. ۱۳- المحاماة فی کل زمان و مکان، در حقوق و تاریخ نظامات حکومت و سیاست در مصر. ۱۴- الملاحظات القانونیه. ۱۵- من امیر الی السلطان، کتابی که امیر مصطفی فاضل پاشا در ۱۸۶۶ م. به سلطان عبدالعزیز نوشته است. (از معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۴۳۵).[ فَ ] (اِخ) ترندی، اسمش حکیم علی بن محمد است. وی معاصر سلطان بهرامشاه غزنوی بود و با حکیم سنایی و مختاری غزنوی معاشرت داشت. اشعارش کمیاب است و آنچه باقی مانده شیرین و لطیف است. در توحید گوید: تابنده به فرمان تو شد چشمهٔ خورشید گردنده به تقدیر تو شد گنبد خضرا چون رحمت تو بدرقهٔ چشم و زبان شد این نرگس مینا شد و آن سوسن گویا. (از مجمع الفصحاء رضاقلی هدایت ج ۱ ص ۳۷۲).[ فَ ] (اِخ) دفتری، فتحی بن محمد (متوفی به سال ۱۱۵۹ هـ . ق. / ۱۷۴۶ م.). از مشاهیر دمشق بود. شعر می گفت و شاعران دیگر او را مدح می گفتند. سعید السمان مدایح او را در کتابی بنام «الروض النافح فیما ورد علی الفتح من المدائح» گرد آورده است. (از اعلام زرکلی ص ۷۶۷ از سلک الدرر).[ فَ ] (اِخ) شیروانی. از سخنوران متوسط و از رندان صوفی نهاد است. او راست: ماه رویا قل هو اللََّه احد این چه رخسار است؟ اللََّه الصمد لم یلد بی مثل لم یولد که اوست آفرید از گل بدین خوبی جسد در سحاب صنع صانع قطره ای است لم یلد یولد له کفواً احد. (از دانشمندان آذربایجان ص ۲۹۴).[ فَ ] (اِخ) قزوینی. از شاعران عهد صفوی است. مؤلف تحفهٔ سامی آرد: به بیاعی مشغول است و گاهی شعر میگوید. این مطلع از اوست: خواهم ای دیده که حیران نگاری باشی هرزه گردی نکنی در پی یاری باشی. (از تحفهٔ سامی ص ۱۴۹).
کلمات همقافیه با «فتحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر