معنی فتحة
5 بازدید
[ فُ حَ ] (ع اِ) فرجه. (اقرب الموارد). شکفتگی. (منتهی الارب). || نازش مردم به چیزی که دارد، از ملک و ادب و از علم و هنر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فتحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر