معنی فتحبن حجاج
7 بازدید
[ فَ حِ نِ حَ جْ جا ] (اِخ) مؤلف تاریخ سیستان آرد: مأمون حکومت سیستان را به فتح بن حجاج داد و فتح، سهل بن حمزه را به خلافت خویش بدانجا فرستاد. سپس خود در ذی القعدهٔ سال ۱۹۴ هـ . ق. به سیستان آمد و میان او و محمدبن حصین القوسی که شهر را بر او میشورانید جنگ درگرفت و محمدبن حصین بسوی شعبه رفت، و بدان زمان فقیه سیستان خالدبن مضا الدهلی بود که اتفاقاً در همان سال درگذشت. فتح مردی شعردوست بود و شعرای سیستان او را شعر میگفتند. روزی که شعر آنها را شنید گفت: «اینجا شاعر نیک نباشد». باز روزی عماربن عیسی الشاعر به مجلس او بود، حدیث شعر رفت، عمار گفت: من یکی شعر حسب حال اندر مدحت امیر بگویم اگر نیک آید سعادتی باشد، گفت: بگوی! [ پس از خواندن شعر ] فتح برخاست و او را بجانب خویش بنشاند و ده هزار درم بداد. حکومت فتح بن حجاج در سیستان روز چهارشنبه دوازده روز مانده از محرم سنهٔ سبع و تسعین و مائه (۱۹۷ هـ . ق.) به پایان آمد. (از تاریخ سیستان صص ۱۷۰-۱۷۱).
کلمات همقافیه با «فتحبن حجاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر