معنی فتحالدین
7 بازدید
[ فَ حُدْ دی ] (اِخ) ابن سیدالناس. رجوع به ابن سیدالناس شود.[ فَ حُدْ دی ] (اِخ) یکی از سرداران مستعصم آخرین خلیفهٔ عباسی در جنگ با هلاکوخان است. رجوع به حبیب السیر چ سنگی تهران ج ۱ ص ۳۱۸ شود.[ فَ حُدْ دی ] (اِخ) رجوع به عبداللََّه بن محمد شود.[ فَ حُدْ دی ] (اِخ) محمدبن ابراهیم بن شهید. رجوع به محمدبن ابراهیم شود.[ فَ حُدْ دی ] (اِخ) محمدبن محمد، معروف به ابن سید. رجوع به ابن سید شود.
کلمات همقافیه با «فتحالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر