معنی فتاحی
5 بازدید
[ فَ تْ تا ] (ص نسبی) منسوب به فتاح. رجوع به فَتّاح شود.[ فَ تْ تا ] (اِخ) مولانا یحیی سیبک. از جملهٔ علم و فضل خراسان، که در جمیع علوم ماهر بود و در فن عروض مسلم و مشهور. شبستان خیال، تصنیف اوست و در این کتاب تخلص او فتاحی است و «اسراری» نیز گاهی تخلص میکرده، و در تخلص فتاحی غزلی سروده که مطلع آن این است: ای که دور لاله ساغر خالی از می می کنی رفت عمر، این داغ حسرت را دوا کی میکنی؟ و در تخلص اسراری این غزل را در تتبع خواجه حافظ سروده است: ارهٔ برگ کنب ای بنگیان زآن تیز شد تا برد بیخ نهال عمر ایمان شما. (از مجالس النفائس ص ۱۸۸ و ۱۸۹). با توجه به مأخذ بالا از شعرای قرن نهم هجری و همزمان امیر علیشیر نوایی بوده است.
کلمات همقافیه با «فتاحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر