معنی فاژنده
7 بازدید
[ ژَ دَ / دِ ] (نف) آنکه دهان دره کند. رجوع به فاژ شود.
کلمات همقافیه با «فاژنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر