معنی فاهقة
7 بازدید
[ هِ قَ ] (ع اِ) زخم تیر یا هر جراحت که خون از وی روان باشد، یا داغ فهقه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فاهقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر