معنی فال کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) فال زدن. فال گرفتن. (یادداشت بخط مؤلف): و این فالی بود که... بکرده بودند و فال کرده چون کار کرده بود. (از تاریخ سیستان، یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «فال کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر