معنی فال زدن
6 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) فال گرفتن. طالع بینی : بر قرعهٔ چار حد کویت فالی زنم ازبرای رویت.نظامی. به فرخندگی فال زن ماه و سال که فرخ بود فال فرخ به فال.نظامی. از غم و درد مکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریادرسی می آید.حافظ. رجوع به فال شود.
کلمات همقافیه با «فال زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر