معنی فاقرة
9 بازدید
[ قِ رَ ] (ع اِ) بلا. || (اِمص) سختی. (منتهی الارب). ج، فواقر. || پشت مازوی. (زمخشری). || کار سخت بزرگ که بشکند مهرهٔ پشت را. (ترجمان جرجانی).
کلمات همقافیه با «فاقرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر