معنی فاقد
7 بازدید
[ قِ ] (ع ص) آنکه چیزی یا کسی از دست او رفته باشد. (اقرب الموارد). مقابل واجد. - فاقد چیزی بودن؛ نداشتن آن. (یادداشت بخط مؤلف). || زن شوی یا پسر گم کرده. زن شوی یا پسر مرده. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || گاو ماده که بچه اش را دده خورده، و کذا ظبیة فاقد. (منتهی الارب). رجوع به فقد و فقدان شود.
کلمات همقافیه با «فاقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر