معنی فاغیة
7 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) شکوفهٔ حنا یا گل یا شکوفهٔ خوشبوی که از سر به زیر نشاندن شاخش برآید. (منتهی الارب). به عربی اسم شکوفهٔ حناست و به سریانی لفجی کفررا و به رومی اورسیقون و به یونانی سداموفور نامند. و در حدیث آن است از حضرت رسول که: احب الریاحین الفاغیة... و بهترین آن تازهٔ سفید حلوالرایحه است. و معتدل در حرارت و برودت است و جهت اورام حارّه نافع و باعث کرم نخوردن پارچهٔ پشمی است. (فهرست مخزن الادویه). || (ص) سخن چین. (منتهی الارب). رجوع به فاغر و فاغره شود.
کلمات همقافیه با «فاغیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر