معنی فاغر
7 بازدید
[ غِ ] (اِ) گلی باشد خوشبو و به زردی مایل، برگ آن مانند گل زنبق دراز میشود و اغلب در هندوستان میباشد، و به هندی رای چنپا خوانند. (برهان). فاغره. فاغیه. بیخ نیلوفر هندی. نام عربی این دارو عموماً بصورت مؤنث «فاغرة» آمده است. و مایرهوف گمان میبرد که «فاغر» در اصل نسخه اشتباه کاتب است. (حاشیهٔ برهان چ معین). گلی است مایل به زردی و بسیار خوشبو مانند زنبق و طولانی و در بلاد هند کثیرالوجود و به هندی رای چتپا (؟) نامند. (فهرست مخزن الادویه). صاحب انجمن آرا نام هندی آن را رای چنپا (با نون) ضبط کرده است، و هم او و صاحب آنندراج آن را با فاغیه یکی دانسته اند. || جانورکی است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فاغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر