معنی فاظ
6 بازدید
(اِ) صاحب منهاج گوید و صاحب جامع: آن دوایی ترکی است که دفع مجموع زهرها و گزیدگیها کند. چون به آب سرد بیاشامند دردهای سخت ساکن گرداند. مؤلف گوید: ظن من آبی است که جدوار است که از طرف ختا می آورند. (اختیارات بدیعی). در برهان با این معنی «فاط» (با طاء بی نقطه) ضبط شده است. رجوع به فاط شود.
کلمات همقافیه با «فاظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اظ» برای سرودن شعر