معنی فاطمهٔ نیشابوری
6 بازدید
[ طِ مَ یِ نی / نَ ] (اِخ) از قدماء نساء خراسان بوده است و از کبار عارفات. ابویزید بسطامی قدس اللََّه سرّه بر وی ثناء گفته است و ذوالنون مصری از وی سؤالها کرده. در مکه مجاور بوده و گاهی به بیت المقدس میرفت و باز به مکه مراجعت میکرد. و در راه عمره در سال ۲۲۳ هـ . ق. مرد. روزی برای ذوالنون چیزی فرستاد، ذوالنون قبول نکرد و گفت در قبول کردن چیزی از نسوان مذلت است و نقصان. فاطمه گفت: در دنیا هیچ صوفی از آن بهتر و بزرگتر نیست که سبب در میان نبیند. ابویزید گفته است که در عمر خود یک مرد و یک زن دیدم، آن زن فاطمهٔ نیشابوریه بود، از هیچ مقام او را خبر نکردم که آن چیز وی را عیان نبوده. یکی از مشایخ ذوالنون را پرسید که را بزرگتر دیدی از این طائفه؟ گفت: زنی بود در مکه که وی را فاطمهٔ نیشابوریه میگفتند و در فهم معانی قرآن سخنانی میگفت که مرا عجب می آمد. (از نفحات الانس چ تهران ۱۳۳۶ هـ . ش. ص ۶۲۰). و رجوع به خیرات حسان السلطنه ص ۱۸ شود.
کلمات همقافیه با «فاطمهٔ نیشابوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر