معنی فاطر
7 بازدید
[ طِ ] (ع ص) آفریننده. خالق. (زمخشری). || آغازکننده در کار. (ناظم الاطباء). || (اِخ) نامی از نامهای خدای تعالی. نوآفریننده. (مهذب الاسماء). - فاطرالسموات؛ ابن عباس گوید: من نمیدانستم که فاطرالسموات چیست تا اینکه روزی دو اعرابی به نزد من آمدند که بر سر مالکیت چاهی نزاع داشتند و یکی آنها به دیگری میگفت: «أنا فَطَرْتُها» (من آن را کنده ام)؛ یعنی من آن را بنیاد نهاده ام. (از اقرب الموارد). آفرینندهٔ آسمانها. خدا: {/Bرَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ اَلْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ اَلْأَحََادِیثِ فََاطِرَ اَلسَّمََاوََاتِ وَ اَلْأَرْضِ . ۱-۱۴۱۲:۱۰۱/}(قرآن ۱۲/۱۰۱). || (سورهٔ...) سورة الملائکه. سورهٔ سی وپنجم قرآن پیش از یس. از سوره های مکیه و دارای ۴۵ آیه است. (المنجد). || (ع ص) بعیر فاطر؛ شتری که دندان نیش وی برآمده باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «فاطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر