معنی فاضل مقداد

معنی فاضل مقداد

6 بازدید
[ ضِ لِ مِ ] (اِخ) مقدادبن عبداللََّه بن محمدبن حسین بن محمد حلی سیوری، مکنی به ابوعبداللََّه و ملقب به شرف الدین. از فقهای متکلم و از بزرگان علمای امامیه است که او را به سبب انتساب به قریهٔ سیور، فاضل سیوری نیز گفته اند. او از بهترین شاگردان شهید اول بود. از آثارش این کتب مشهور است: ۱- آداب الحج. ۲- آیات الاحکام. ۳- الادعیة الثلاثون. ۴- الاربعون حدیثاً. ۵- ارشادالطالبین. ۶- تجویدالبراعة فی شرح تجریدالبلاغة. ۷- تفسیر مغمضات قرآن. ۸- شرح الفیهٔ شهید اول. ۹- شرح سی فصل خواجه نصیر طوسی. علاوه بر این متجاوز از ده کتاب دیگر در علوم دینی نوشته است. وفاتش در سال ۸۲۶ هـ . ق. اتفاق افتاده است. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۱۸۲ و ۱۸۳).

کلمات هم‌قافیه با «فاضل مقداد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید