معنی فاضلآباد
7 بازدید
[ ضِ ] (اِخ) دهی از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان که در ۱۱ هزارگزی باختر علی آباد و سر راه شوسهٔ گرگان واقع است. دشتی معتدل، مرطوب، مالاریایی و دارای ۳۱۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ کفش گیری تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، تخم آفتاب گردان، هندوانه، خربزه و شغل اهالی زراعت و گله داری است. در آنجا چندین خانوادهٔ روسی ساکن هستند که کارهای نجاری و آهنگری دارند. فارس ها شال و کرباس میبافند. در آنجا پست بهداری و دبستان برقرار است. محصول این ده به خوبی معروف است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ ضِ ] (اِخ) دهی از بخش دره شهر شهرستان ایلام که در ۲۱ هزارگزی باختر دره شهر و یکهزارگزی جنوب راه مالرو هندمین به ایلام واقع است. جایی کوهستانی، گرمسیر و دارای ۲۰۴ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ صیمره و محصول عمده اش غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ ضِ ] (اِخ) دهی از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد که در ۳۳ هزارگزی باختر نورآباد و ۲۱ هزارگزی باختر راه شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه واقع است. جلگه ای سردسیر، مالاریایی و دارای ۶۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه ها تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، لبنیات و پشم، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه مالرو دارد. ساکنان از طایفهٔ سادات، و چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ ضِ ] (اِخ) دهی از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور که در ۱۵ هزارگزی باختر چگنه بالا واقع است. جایی کوهستانی، معتدل و دارای ۱۵۳ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «فاضلآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر