معنی فاصل
6 بازدید
[ صِ ] (ع ص) جداکننده : به دوستی که ندارم ز کید دشمن باک وگر به تیغ بود در میان ما فاصل.سعدی. جداکنندهٔ حق از باطل. (یادداشت بخط مؤلف). فصیل. || قاطع. - حکم فاصل؛ حکم قاطع. (یادداشت بخط مؤلف). حکم نافذ و روان. (منتهی الارب). ماضی. (اقرب الموارد). - حد فاصل؛ آنچه میان دو چیز فاصله باشد. برزخ.
کلمات همقافیه با «فاصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر