معنی فاشرا
6 بازدید
[ شَ / شِ ] (سریانی، اِ) نوعی از رستنی باشد که مانند عشقه بر درخت پیچد. خوشه و میوهٔ آن زیاده بر ده دانه نمیشود، و آن در اول سبز و در آخر بغایت سرخ گردد. و آن را هزارجشان گویند یعنی هزارگز، و به شیرازی نخوشی خوانند بسبب آنکه میوهٔ آن در زمستان خشک نمیشود، و بعربی کرمةالبیضا و حالق الشعر و عنب الحیه هر دو با حای بی نقطه و به یونانی انبالس لوقی گویند. (برهان). فاشری. مأخوذ از سریانی. (فولرس).
کلمات همقافیه با «فاشرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر