معنی فاسقون
7 بازدید
[ سِ ] (ع ص، اِ) جِ فاسق در حالت رفع.[ سِ ] (اِخ) به لغت رومی نام بیشه و جنگلی است در روم. (برهان). در معجم البلدان و نخبة الدهر و حدود العالم نیامده. (حاشیهٔ برهان چ معین): که او گفت در بیشهٔ فاسقون یکی گرگ یابی بسان هیون. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۶ ص ۱۴۶۳). چنین تا لب بیشهٔ فاسقون برفتند پویان و دل پر ز خون. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۶ ص ۱۴۶۵).
کلمات همقافیه با «فاسقون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر