معنی فاسرا
6 بازدید
[ ] (سریانی، اِ) فاشرا. خسرودارو. هزارجشان را گویند و به پارسی خسرودارو گویند. ارجانی گوید فاسرا گرم و خشک است و داغ. سیاه و سپیدی که بر وی پدید آید چون بر وی طلا کنند ببرد و خون حیض و بول را از رحم و مثانه براند. علت صرع را سود دارد. (ترجمهٔ صیدنه، نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف ورق ۶۲). رجوع به خسرودارو و فاشرا شود.
کلمات همقافیه با «فاسرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر