معنی فاز
9 بازدید
(فرانسوی، اِ) سیم برقی که دارای الکتریسیتهٔ مثبت باشد، چنانکه گوییم برق سه فاز یعنی مقدار الکتریسیته ای که از سه سیم مثبت وارد دستگاه کنتور می شود.(اِخ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد که در ۲۰هزارگزی شمال خاوری مشهد، کنار راه عمومی مشهد به کلات واقع است. جلگه ای معتدل و دارای ۱۲۵۶ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و بنشن و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹). و این پاژ یا باژ است که گویند مولد فردوسی بوده است. رجوع به باژ و پاژ شود.(اِخ) شهری از نواحی مرو. (معجم البلدان). حمداللََّه مستوفی در هفت فرسنگی مرو این ناحیه را ذکر کرده است. (نزهةالقلوب ج ۳ چ لیدن ص ۱۷۹).(اِخ) فازیس. فازیست. فاسیوس. رودی در گرجستان غربی که امروز آن را ریون گویند و در زمان داریوش بزرگ گذرگاه سربازان ایران و یونان و یکی از راههای جنگی آن روزگار بوده است. (از ایران باستان پیرنیا ج ۱ ص ۶۶۷).
کلمات همقافیه با «فاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر