معنی فاروج
5 بازدید
(اِخ) یکی از دهستانهای بخش حومهٔ شهرستان قوچان که در شمال باختری قوچان واقع است. کلیهٔ آبادیهای آن در کنار جادهٔ شوسه است. از ۲۰ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و روی هم ۱۰۳۴ تن سکنه دارد. جلگه ای معتدل است. محصول عمده اش غلات، بنشن و میوه است. آب آن از قنات ها تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).(اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان فاروج بخش حومهٔ شهرستان قوچان که در ۲۶ هزارگزی شمال باختری قوچان و کنار راه شوسهٔ قدیمی قوچان به شیروان واقع است. جلگه ای معتدل و دارای ۲۷۲۶ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، انگور، بنشن و شغل اهالی زراعت و کسب و قالیچه بافی است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «فاروج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر