معنی واژه فارقی
6 بازدید
[ رِ ] (ص نسبی) منسوب به میافارقین. (از اقرب الموارد) (سمعانی).[ رِ ] (اِخ) عبدالکریم بن عبدالحاکم بن سعید. از وزیران دولت فاطمی مصر و پدرش از قضاة بود. و اولین کسی بود که وزارت این خاندان را به عهده گرفت مرگ او در سال ۴۵۴ هـ . ق. اتفاق افتاد. (از اعلام زرکلی ص ۵۴۰).[ رِ ] (اِخ) عمربن اسماعیل بن مسعود ابوحفص رشیدالدین الربعی الفارقی. ادیب زمان خود بود و در دیوان انشاء نویسنده بود. در تفسیر و اصول عارف بود. دو کتاب مقدمةالکبری و مقدمةالصغری در نحو از آثار اوست. زندگی او میان سالهای ۵۹۸ و ۶۸۷ هـ . ق. بود. (از اعلام زرکلی).[ رِ ] (اِخ) مالک بن سعیدبن مالک، مکنی به ابوالحسن. از قضات کشور مصر بود و پس از عزل عبدالعزیزبن محمد در سال ۳۹۸ هـ . ق. سمت ولایت یافت، و به تدریج منزلت او در نزد حاکم مصر بالا رفت و همنشین او گردید و در جشن ها و روزهای سلام بهمراه او بر منبر میرفت. مردی فصیح، بلیغ، آرام و موقر بود و به کار نیک رغبتی داشت. شش سال و هفت ماه بر مسند قضا بود. درگذشت او را در سال ۴۰۵ نوشته اند. (از اعلام زرکلی).