معنی فارجک
5 بازدید
[ رِ جَ ] (اِخ) محلهٔ بزرگی در بخارا. (از معجم البلدان). این کوی در زمان نصربن احمد سامانی در اثر یک حریق عظیم سوخته است. رجوع به تاریخ بخارای نرشخی ص ۱۱۳ و کلمهٔ فارزه شود.[ رِ جَ ] (اِخ) مدرسه ای که در محلهٔ فارجک بخارا بوده است. نرشخی گوید: هم به روزگار امیر سعید نصربن احمدبن اسماعیل در ماه رجب سال بر سیصدوبیست وپنج در بخارا آتش افتاد و جملهٔ بازارها بسوخت، و آغاز آن از دکان هریسه پزی بود به دروازهٔ سمرقند که خاکستر از زیر دیگ برداشت و به بام آورد... پاره ای آتش در میان خاکستر بود و وی ندانسته بود باد برد و آن آتش بر تواره زد و آن تواره درگرفت و از آن جملهٔ بازار و مدرسهٔ فارجک... و کوی بکار و تیمچه های بازار و مدرسهٔ فارجک... و آنچه در بخارا بود بدان جانب همه بسوخت. (تاریخ بخارا ص ۱۱۳).
کلمات همقافیه با «فارجک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جک» برای سرودن شعر