معنی فارج
7 بازدید
[ رِ ] (ع ص) شتر ماده ای که پس از زادن، دشمن و مکروه دارد گشن را. || کمان دور زه. (منتهی الارب). کمانی که از وتر خود دور باشد. || دورکنندهٔ اندوه. (اقرب الموارد). شادان.
کلمات همقافیه با «فارج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر