معنی فادوسبان
5 بازدید
(اِخ) یکی از ملوک رستمدار طبرستان. رجوع به پادوسبان شود.(اِخ) فادوستان. شخصی است که در نیشابور میزیسته و از دهگانان بوده است. ابومسلم خراسانی بنابر روایتی که صاحب روضةالصفا آورده از این مرد شمشیری و هزار دینار به قرض گرفت و هنگامی که بر خراسان چیره شد این دهقان را سزاهای نیکو داد. رجوع به احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۲۹۱ شود.
کلمات همقافیه با «فادوسبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر