معنی فادر
7 بازدید
[ دِ ] (ع ص) گوشت پختهٔ سردشده. || بز کوهی پیر یا جوان (از اضداد است). ج، فوادر، فدر، فدور، مفدرة. || ماده شتری که از شتران دیگر جدا مانده باشد. ج، فوادر. (اقرب الموارد). || گشن سست و بازایستاده از گشنی. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «فادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر