معنی فاختة
7 بازدید
[ تَ ] (اِخ) دختر ابواحیحة، سعیدبن العاص بن امیه، همسر ابوالعاص بن الربیع. ابوالعاص او را پس از زینب دختر پیغمبر تزویج کرد و او دختری بنام مریم آورد. (الاصابة ج ۸ ص ۱۴۴).[ تَ ] (اِخ) دختر ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم، ام هانی خواهر علی، و به کنیتش بیشتر معروف است. گفته اند نام اصلی او هنده بوده. (الاصابة ج ۸ ص ۱۵۴).[ تَ ] (اِخ) دختر ابوهاشم بن عتبةبن ربیعه و همسر یزیدبن معاویه، خلیفهٔ معروف و بزه کار اموی. یزید را از این زن دو فرزند بنام معاویه و خالد بوده است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۱۳۰ شود.[ تَ ] (اِخ) دختر اسودبن مطلب بن اسدبن عبدالعزیز القرشیة الاسدیة که پس از مرگ پدر تحت حمایت و سرپرستی صفوان بن امیه بود. رجوع به الاصابة ج ۸ ص ۱۵۴ شود.[ تَ ] (اِخ) دختر خارجةبن زیدبن ابی زهیر انصاری، همسر ابوبکر صدیق. دارقطنی او را در کتاب الاخوة نام برده است. (الاصابة ج ۸ ص ۱۵۴).[ تَ ] (اِخ) دختر عمرو الزهریه، خالهٔ پیامبر. رجوع به الاصابة ج ۸ ص ۱۵۴ شود.[ تَ ] (اِخ) دختر غزوان و همسر عثمان معروف. وی یکی از هشت زنی بوده است که عثمان به خانهٔ خویش آورد. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۱۵۴ شود.[ تَ ] (اِخ) دختر قرطةبن عبدعمروبن نوفل عبدمناف قرشی، همسر معاویةبن ابی سفیان. پدر او را در میان معاصران محمدبن عبداللََّه نام نبرده اند. زبیربن بکار گوید: معاویه ابتدا با کنود دختر قرطه و سپس با خواهرش فاخته ازدواج کرد. دربارهٔ پدر فاخته تنها همین خبر موجود است که در غزوهٔ قبرس جنگیده است. (از الاصابة ج ۸ ص ۱۵۴).
کلمات همقافیه با «فاختة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تة» برای سرودن شعر