معنی فاجه
4 بازدید
[ جَ / جِ ] (اِ) دهان دره. بیرون شدن بخارات است از راه دهن. ابونصر نصیرای بدخشانی گوید: ساقی ز شیشه ریز به ساغر شراب ناب خصم نشاط فاجه و خمیازه شد مرا. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «فاجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر