معنی فاجع
6 بازدید
[ جِ ] (ع ص) دردناک. (آنندراج). فجیع. || (اِ) غراب البین. (اقرب الموارد). آن قسم از زاغ که منقار و پاهای وی سرخ است. (ناظم الاطباء). زاغ دشتی. (آنندراج). || (ص) این کلمه برای زنان بصورت صفت بدون نشانهٔ تأنیث بکار رود: امرأة فاجع؛ زن مصیبت زده. (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «فاجع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جع» برای سرودن شعر