معنی فاتحة
5 بازدید
[ تِ حَ ] (ع ص) مؤنث فاتح. (ناظم الاطباء). رجوع به فاتح شود. || (اِ) آغاز و اول هر چیز. (منتهی الارب). مقابل خاتمه. ج، فواتح: فاتحهٔ چیزی؛ آغاز آن که مابعدش بدان گشوده شود. فاتحةالکتاب از آن است، زیرا خواندن نماز بدان افتتاح شود. این کلمه در اصل مصدر است، چون کاذبه بمعنی کذب، یا وصف است که بعد آن را اسم قرار داده اند، و تای آخر آن یا در اصل برای تأنیث موصوف است یا برای نقل از وصفیت به اسمیت. (اقرب الموارد). - مجلس فاتحه؛ مجلسی که در آن برای شادی روان مرده قرآن خوانند.[ تِ حَ ] (اِخ) یا فاتحةالکتاب. نام نخستین سورهٔ قرآن کریم که سورهٔ حمد نیز گویند. چون در مجلس سوگواری این سوره را برای شادی روان مرده میخوانند، «فاتحه خوانی» بمعنی سوگواری بکار میرود.
کلمات همقافیه با «فاتحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر