معنی فائده
6 بازدید
[ ءِ دَ / دِ ] (از ع، اِ) آنچه داده یا گرفته شود از دانش و مال و جز آن. ج، فوائد. (منتهی الارب). حاصل. نتیجه. نفع. سود. ثمر. بر. بار. رجوع به فایده و ترکیبات آن شود: چون فائدهٔ سلطان نانی بود از ملکت آن ملکت یک هفته پندار که من دارم. خاقانی.
کلمات همقافیه با «فائده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر