معنی فؤاد
7 بازدید
[ فُ آ ] (ع اِ) بصورت فَواد با واو نیز ضبط شده است. دل را گویند بسبب تحرک آن، زیرا فأد در اصل بمعنی حرکت است، و گروهی آن را به عقل تعبیر کرده اند. ج، افئدة. (اقرب الموارد). دل. (منتهی الارب): گشت بیهوش و بر او اندرفتاد تا سه روز از جسم او کم شد فؤاد.مولوی. || آنچه به گلو سرخ آویخته باشد از جگر، شش و دل. ج، افئدة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فؤاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر