معنی غیوب
7 بازدید
[ غَ ] (ع ص) بمعنی غائب. فعول بمعنی فاعل و برای مبالغه است. (از اقرب الموارد).[ غُ ] (ع مص) غایب شدن. (تاج المصادر بیهقی). ناپدید شدن. (منتهی الارب). دور و جدا شدن. (از اقرب الموارد).[ غُ ] (ع اِ) جِ غَیب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (تاج العروس). رجوع به غیب شود. - علام الغیوب؛ دانندهٔ نهانیها. دانندهٔ غیبها. نامی از نامهای خدای تعالی.
کلمات همقافیه با «غیوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر