معنی غیلة

معنی غیلة

6 بازدید
[ لَ ] (ع اِمص) رضاع و شیردهی با جماع، یا جماع بر حمل یا شیر، و منه الحدیث: «لقد هممت ان انهی عن الغیلة» و یقال: اضرت الغیلة بولد فلان؛ یعنی غیلة بفرزند فلانی زیان رسانید و این را آنگاه گویند که مرد با وی در حال رضاع جماع کند. (از منتهی الارب). نوع است از غالت تغیل غَیلا. اسم مصدر است از «اُستُغیلَتِ المرأة»، گویند: هذا الصبی افسدته الغیلة. (از اقرب الموارد). || (اِ) ریه مانندی که شتر وقت مستی از دهن برآرد. (منتهی الارب) شِقشِقَة. (اقرب الموارد). || مکر. (منتهی الارب). خدیعة. (از اقرب الموارد). فریب. || (اِمص) قتل و کُشش ناگهانی. (منتهی الارب). اغتیال. (اقرب الموارد). اسم از اغتیال. (منتهی الارب). یقال: قتله غیلة؛ یعنی بفریب بجایی برد و کشت آن را (منتهی الارب)؛ یعنی او را فریب داد و بجایی برد و کشت. (از اقرب الموارد). - قتل غیله؛ کشتن بناگاه. کشتن ناآگاهان. کشتن بی آگاهی مقتول. فتک. ترور.
[ غَ لَ ] (ع اِ) اسم مرت از غَیل. (اقرب الموارد). رجوع به غیل شود. || (ص) زن فربه. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) (آنندراج). المرأة السمینة. (از اقرب الموارد).
[ لَ تَنْ ] (ع ق) ناگهانی. کشتن کسی بی آگاهی او. کشتن کسی بناگاه. رجوع به غیلَة شود.
[ لَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). نام جایی است که در شعر اعشی آمده است. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «غیلة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید