معنی غیلانی
6 بازدید
[ غَ ] (ص نسبی) منسوب به غیلان. نام بعضی از اجداد عرب است. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲).[ غَ ] (اِخ) سلیمان بن عبیداللََّه غیلانی، مکنی به ابوایوب. از ابوعامر عقدی روایت دارد، و مسلم بن حجاج قشیری از او روایت کند. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲).[ غَ ] (اِخ) محمدبن ابراهیم بن غیلان بن عبداللََّه بن غیلان بزار غیلانی، مکنی به ابوطالب. از ابوبکر شافعی و ابواسحاق مزکی حدیث شنید و ابوبکر خطیب و گروهی که آخرین آنان ابوالقاسم هبةالدین محمدبن حصین کاتب بود از او روایت دارند وی راستگو و نیکوکار بود. در محرم سال ۳۴۷ هـ . ق. به دنیا آمد و در شوال سال ۴۰۴ هـ . ق. در بغداد وفات یافت. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲).[ غَ ] (اِخ) هارون بن عمران بن راشدبن شهاب بن عمرو الایادی غیلانی. از بنی غیلان بود. پیش رسول خدا آمد و او را حنیف نیز میگفتند. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲).
کلمات همقافیه با «غیلانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر