معنی غیلانالسمرقندی
4 بازدید
[ غَ نُسْ سَ مَ قَ ] (اِخ) یکی از کبار مشایخ که در معارف صاحب سخن بود و با جنید صحبت داشت و از او طریقت گرفته بود. از سخنان اوست: عارف از حق به حق نگردد، عالم از دلیل به حق، و صاحب وجد از هر دو مستغنی است. (از نفحات الانس جامی چ ۱۳۳۶ ص ۱۴۱).
کلمات همقافیه با «غیلانالسمرقندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر